رحیمی؛ استاد مسلم وقت کشی

بی رودربایستی و بدون تعارف، مقصر اصلی باخت اخیر هندبال و پنجمی تیمی که خودش را مدعی قهرمانی می دانست، شخص رئیس فدراسیون است.

رحیمی؛ استاد مسلم وقت کشی

به گزارش خبرنگاران ، هندبال ایران چندسالی می گردد که وارد روند نزولی گردیده. به خصوص در دو سال اخیر که تقریبا در تمام تورنمنت ها ناکام گردیده و شاید بتوان شرایطش را بحرانی دانست. با این حال خیلی ها امیدوار بودند که با بازگشت علیرضا رحیمی؛ رئیس روزهای خوب هندبال، حال این رشته و تیم ملی اش بهتر گردد اما نشد. رحیمی آمد اما او هم اسیر حواشی، تصمیم های اشتباه و شیب زیاد روند نزولی این رشته شد. او از زمانی که آمده برای رقابت های قهرمانی آسیا و بازی های آسیایی دو مربی انتخاب نموده که هردو ناکام بودند و در عمل نتوانستند به نتیجه ای برسند. رحیمی هم حالا که غرق در ناکامی گردیده، کاسه و کوزه ها را بر سر بازیکنان، به خصوص لژیونرها می شکند و سعی دارد خودش را از مظان اتهام خارج کند.

***

رحیمی که بر سر کار آمد، تیم ملی هندبال پس از ناکامی در کسب سهمیه المپیک و رقابت های جهانی، به حال خود رها گردیده بود و سرمربی نداشت. رحیمی اما بجای رسیدگی به این تیم، درگیر حواشی شد و ماه های زیادی را با ماجرای کشدار استعفا و گلایه هایش هدر داد. او ماه های زیادی را صرف تمدید کردن هفته هفته مهلت انتخاب سرمربی کرد و مدام از مربیان سطح اول اروپایی گفت. نام های شناخته گردیده و مطرحی که بتوانند با لژیونرهای تیم ایران کار نمایند!

نتایج ماجرا اما آنقدر زمان را از دست داد که دیگر هیچ مربی جدیدی در عمل نمی توانست پیش از رقابت های قهرمانی آسیا به جایی برسد. به همین دلیل هم برای سومین بار ماچک را به ایران آورد و روی نیمکت ایران نشاند. آن هم با همان توجیه کم بودن زمان و شناخت خوب او از تیم ایران و رقبای آسیایی. با این حال نتیجه چه شد؟ بازهم ناکامی و تغییر دوباره ماچک.

***

پس از رفتن ماچک، تیم ایران یک بار دیگر بدون مربی ماند. با این حال رحیمی در زمان لیگ ایران و کشورهای اروپایی چند ماهی زمان داشت تا تیم ملی را برای بازیهای آسیایی آماده کند. رحیمی اما بازهم زمان را کشت. توجیهش چه بود؟ اینکه لژیونرهایش را نمی تواند در اردوها داشته باشد پس تا زمانی نزدیک به سرانجام لیگ های اروپایی، دست روی دست گذاشت و در نهایت مربی نه چندان شناخته گردیده و درجه دو و سه ای چون کاستاروویچ را روی نیمکت ایران نشاند. او زمان را کشت تا لژیونرهایش بتوانند در تمرینات حضور داشته باشند. آن هم در شرایطی که از همان ابتدا معین بود حضور این بازیکنان، به دلیل نبودن بازی های آسیایی در تقویم فدراسیون جهانی چالش زا خواهد بود.

***

رحیمی بازهم دست بر نداشت. بازهم زمان را کشت! این بار دیگر پای سرمربی در میان نبود اما همان ابتدا تکلیفش را درباره حضور یا عدم حضور لژیونرها در بازی های آسیایی معین نکرد. ایستاد و ایستاد تا یکی دو هفته مانده به بازی های آسیایی تا به این نتیجه برسد که نمی تواند لژیونرهایش را با خودش ببرد. یعنی سومین زمانی که از دست داده بود هیچ شد و تیم ایران بدون لژیونرهایش راهی جاکارتا شد و معین بود که نتیجه هم نمی گیرد.

حالا جناب رئیس خودش تبدیل به رادیکال ترین منتقد نتیجه تیم ملی گردیده و لژیونرها و مخصوصا برادران استکی را سیبل قرار داده. او البته بازیکنان اعزامی به جاکارتا را هم از تیغ انتقادهای تندش گذرانده و اعلام نموده همین بازیکنان هم باید می توانستند راهی نیمه نهایی شوند.

***

بی رودربایستی و بدون تعارف، مقصر اصلی باخت اخیر هندبال و پنجمی تیمی که خودش را مدعی قهرمانی می دانست، شخص رئیس فدراسیون است. رحیمی می توانست در همان بدو بازگشتش به هندبال، بازی های آسیایی را هدف اصلی هندبال قرار دهد و با آوردن یک مربی بزرگ و کاربلد، تیمی را بسازد که به این فضاحت بازی نکند و حداقل توان برد بحرین را داشته باشد!

او حتی پس از رفتن ماچک هم می توانست با مذاکره مستقیم و قطعی با باشگاه های لژیونرها، تکلیف آن ها را معین کند و مربی بهتری را ماه ها پیش از کاستاروویچ به ایران بیاورد تا با همین بضاعت تیم بهتری برای ایران بسازد.

رحیمی اما هیچ کدام از این کارها را نکرد و تنها نشست و زمان از دست داد. حالا هم بجای اینکه بنشیند و به فکر آینده باشد یا برای اشتباهاتش پاسخگو باشد، دارد از کمک های گذشته از به برادران استکی و راه ندادن آن ها به تیم ملی صحبت می نماید و مصاحبه پشت مصاحبه قطار می نماید. چرا؟ دست پیش می گیرد؟

***

علیرضا رحیمی امید خانواده هندبال بود. بخش اعظم خانواده این رشته آمدن او را مساوی با بازگشت به روزهای اوج این رشته می دانستند اما او امید همه شان را نا امید کرد. ناکامی در بازی های آسیایی آن هم با سیل حاشیه های به وجود آمده از درگیری بین بازیکنان در جاکارتا و خط و نشان های این روزهای آقای رئیس، شاید ضربه آخر به پیکر نیمه جان رشته ای باشد که نه دیگر لیگ خوبی دارد و نه تیم ملی قدرتمند و یکدستی. نسل طلایی اش هم دیگر رفته رفته بوی سوختن و تمام شدنش بلند گردیده و تنها دلش به تعداد بالای لژیونرهایی خوش است که از قراردادهای نازل لیگ داخلی، به لیگ های اروپایی پناه برده اند.

4،2

منبع: ایران ورزشی

به "رحیمی؛ استاد مسلم وقت کشی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با رحیمی؛ استاد مسلم وقت کشی

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید